Loading ...
Sorry, an error occurred while loading the content.
Attention: Starting December 14, 2019 Yahoo Groups will no longer host user created content on its sites. New content can no longer be uploaded after October 28, 2019. Sending/Receiving email functionality is not going away, you can continue to communicate via any email client with your group members. Learn More

1052Fw: ستارگان دروغ از فرشتگا ن خیانت

Expand Messages
  • afsane
    Apr 20, 2013



      Subject: ستارگان دروغ از فرشتگان خیانت
      To: afsanejun@...
      Date: Monday, April 15, 2013, 4:56 PM

      آنگونه که با دست و پای عاریه و مصنوعی، نمی توان حتی به سان کودکی نوپا دوید، اگر چشم و چراغ جامعه نیز غیرواقعی و دروغین باشد، لاجرم باید منتظر بود که چه وقت به خاک گرم می خورد

      این حکایت امروزین جامعه ماست؛ نگاهبانان و پاسداران مرزهای دانش و آگاهی، بیدارند ولی هر شعبده ای، از مقابل آنان می گذرد بی آنکه صدایی برآورند و دم در زنند. به چه کاری مهمتر مشغولند که در مظان چشم و چراغ خیانت کار قرار گرفته اند؟

      http://s2.picofile.com/file/7708922896/bistun.jpg

      تصویر، عکس کتیبه بیستون است در 100 سال پیش که ارنست هرتسفلد آن را انداخته و در کتاب خود منتشر کرده است؛ ردیفی از اسرا که نه یادداشت و کتیبه ای در کنارشان دیده می شود (حتی به یک زبان)، نه خبری از داریوش است و وصیت های بزرگ منشانه اش، و نه حتی اهورامزدای بالدار و زرتشت یا گردونه آتش. ردیفی است ایستاده همگی رو به یک سو ولاغیر. عکسی که هرگز مورد اعتراض هیچ منبعی اعم از خود عکاس و ناشر کتاب یا مخاطبین قرار نگرفته و کسی در صحت آن، تردیدی روا نداشته است

      از بشقاب پرنده هایی با شاهدان مشکوک تا رنگ لباس فلان بازیگر معلوم الحال هالیوود و بالیوود، اظهار فضل می شود از هر فرد عالم و امی، ولی از اساتید دانشگاه های ما و استخوان خرد کرده هایی که موی خود را بین اوراق کتابها سفید کرده اند، کسی به این مطلب اشاره ندارد که برای درک آن، حتی نیازی به سواد خواندن و نوشتن هم وجود ندارد که کتیبه بیستون تا قرن گذشته، حداکثر ردیفی از اسرا در زنجیر است

      هر شب تلویزیونهای مختلف این سو و آن سو، از تاریخ معاصر می گویند و حتی از حرفهای درگوشی بزرگان در خلوتهای خانوادگی شان، چنان شرح مبسوطی می دهند که گویی حتی نه در زیر تختخواب، که در بین آن دو بوده اند اما این شوندگان اسرار خفیه ی محصور در پرده های امن، از شنیدن ضربه های سنگین چکش بر سینه کوه در هوای آزد، معاف بوده اند و چون حجاران، نوشتند آنچه می خواستند، چهچهه زنان، برخاستند به تماشای جلوه کوه و خواندن وصیتنامه داریوش تازه صیقل خورده ای که از دروغ می نالد و ملتمسانه، مخاطب خود را به حفظ سنگ فرا می خواند با وعده رشوه پرورش گوسفند

      چند نفر از تدریس کنندگان در دانشگاه ها و آنان که لوحی دریافت داشته اند و حتی چهره ماندگار خوانده شده اند، باید به فراموشی سپرده شوند که چنین فریبی را خورده اند و عینا یا حتی گاهی تاسف بار تر و توام با بزرگنمایی آمیخته با غرور جاهلانه، به فرزندان مردم و حتی خویش، القا کرده اند و کوشیده اند در ماندگار سازی چهره تازه تراشیده؟

      چند پایان نامه تحقیقاتی دانشجوئی از لیسانس تا دکتری در این کشور انجام شده است که بیستون در آن مطرح شده است؟ کدامیک دیدگاهی انتقادی داشته و خواستار اعتبارسنجی آن شده است یا اصلا در مطالعات طولانی و تورق کتابهای قدیم و جدید، به چنین عکسی برنخورده اند؟ چگونه است که می توان هر گونه تشکیک و تردیدی را در یک کتاب آسمانی روا داشت و به نام حمله عرب، مسلمانان را چنین و چنان خواند و مدعی بود که ما غیر عرب زبانان به تازگی میخی نویس، بیشتر و بهتر از اعراب نستعلیق نویس، به رموز قرآن واقفیم و برخلاف نص همان کتاب، که بیشتر از بهر نفی غرض می ارزد، جایگاه خود و مرتبه ایمان مان را برتر از آنان می شماریم حال آنکه خبر نداریم کنار گوش ما، افسانه های دروغین شوکت و اقتدار و جبروت کنده اند و پیشوایان علمی و اساتید معزز که فرهیخته نامیده می شوند، هم از کشف دروغ بودن آن عاجز بوده اند و هم از درک معمای حل شده؟ شاید این گونه ماندگار شوند

      اصحاب فرهنگ این سرزمین با ادعاهای داشتن فرهنگ برتر و تخلق به صفات رفتاری حمیده در سطح جهان، تا کی چشم خود را بر این حقایق بسته نگه خواهند داشت؟

      متن اصلی ناظر بر چنین مفاسد فرهنگی به نشانی کتیبه بیستون یا فایل پی دی اف در دسترس همگان است اما فقط همین نیست که تنها صاحب یک کتیبه بیستون باشیم. در غم نامه مکعب نقش رستم-نمونه دستکاری و جعل کتیبه در آثار باستانی مثالی دیگر ارائه می شود که کتیبه های سه گانه و پرشوری، به مردم ایران می نمایانند که حتی عمری کمتر از همان جعل بیستون دارد و یا ساسانی شناسی بر مبنای هیچ! فقدان اسناد و مدارک دوران ساسانیان که در نوع خود، فاجعه ای فرهنگی محسوب می شود در مهمل بافی. در نوشتاری به نام درماندگی دانشگاه شیکاگو، پرآوازه ترین مرکز ایران شناسی ، می بینیم که چگونه این نظام تاریخ تراش، پیش دستی می کند در رد گم کنی و تبرئه سازی خود در پیشگاه قضاوت آیندگان. این زنجیره رسوایی و تبانی، صد البته سری دراز دارد و به تخت جمشید؛ نیمه کاره طبق نظر سازمان نظام مهندسی هم نیم نگاهی دارد حتی با ذکر مشخصات نامه صادره از سازمان نظام مهندسی برای علاقه مندان

      اکنون در کمال ناامیدی از سیاهی لشگر نشسته بر کرسی فخر فروشی و صاحبان عناوین دانشگاهی، یا همان دکانداران باسمه کوب، لازم است جهدی عظیم صورت بندد از جانب خردمندان اصلی و به گوشه رانده شده که چگونه باید از زیر این همه تحمیق فکر و تبلیغ کذب، رها شد؟