Skip to search.
iran_scope_news

Group Information

  • Members: 12
  • Category: Iran
  • Founded: Apr 3, 2008
  • Language: English
? Already a member? Sign in to Yahoo!

Yahoo! Groups Tips

Did you know...
Real people. Real stories. See how Yahoo! Groups impacts members worldwide.

Messages

  Messages Help
Advanced
طبرزدي-درد مشترک   Message List  
Reply Message #451 of 2179 |
حشمت اله طبرزدي-درد مشترک
http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-244.aspx

جنبش دانشجويي با گرايش هاي گوناگون و خواسته
هاي متفاوت از صنفي تا
قومي،جنسيتي و سياسي،همچنان زنده است و شاهد
اين ادعا،بازداشت،اخراج و
احضار صدها دانشجو از سوي دستگاه هاي گوناگون
امنيتي و انضباطي است.

جنبش زنان به ويژه در مساله ي کمپين يک ميليون
امضا و اعتراض به لايحه ي
توهين به خانواده به جاي حمايت از
خانواده،پيگيرانه در تلاش است و هزينه ي
سنگيني بابت خواسته هاي مدني خود مي پردازد.

جنبش کارگران به عنوان تحت ستم ترين لايه هاي
اجتماعي-اقتصادي،از نفس
نيفتاده و اين در حالي است که کارگران به لحاظ
اقتصادي بيش از ساير لايه
هاي اجتماعي زير فشار مضاعف هستند و نا امني
حاصل از اخراج،مانع از ادامه
ي اعتراضات صنفي و طبقاتي نشده است.

جنبش اقوام هويت خواه،اگر بيش از جبش هاي ديگر
در تلاش نباشد،کم نفس تر
از آن ها نيز نيست.زندان،تبعيد و صدور احکام
براي هموطنان بلوچ و کرد،عرب
زبانان و آذري،حاکي از اين تلاش مضاعف است.

نهاد هاي مدافع حقوق بشري و کوشندگان مدني،هر
روز بر مبارزات خود مي
افزايند و اعتراض به حکم سنگسار،اعدام،زندان
و بدرفتاري هاي گوناگون
حکومتي با شهروندان،نشانگر اين است که اين
نهاد هاي مدني توانسته اند به
جايگاه واقعي خود نزديک شوند.

احزاب سياسي،مبارزين آزادي خواه،روزنامه
نگاران،وبلاگ نويسان،گزارشگران و
اعضاي رسانه هاي گوناگون گفتاري و نوشتاري،هر
روز بر دامنه ي مبارزات
دموکراتيک،آگاهي دهنده و سازنده ي خود مي
افزايند و عرصه را بر رژيم
استبدادي تنگ تر مي کنند.

رژيم با همه ي تلاش و سخت جاني که براي سرکوب
جنبش ها،NGOها،احزاب،رسانه ها
و ناراضيان سياسي انجام مي دهد،ولي به دليل
گستردگي اين جنبش نرم،به هيچ
وجه قادر به خاموش نمودن آن نشده است.مبارزه ي
دموکراتيک تا رسيدن به
حقوق مدني و سياسي ادامه دارد و جنبش دموکراسي
خواهي و برابر طلبي قابل
مهار نيست.

به موازات اين جنبش نرم،فرهنگي،مدني و
دموکراتيک که منطق رفتاري آن بيش
از منطق گفتاري و تئوريک اش،رژيم را درمانده
کرده است،شرايط بحراني و خطر
جنگ کشور را تهديد مي کند.فشار هاي جانکاه
ناشي از تورم لجام
گسيخته،بيکاري و فقر عمومي،اکثريت قاطع ملت
به ويژه طبقه ي کم درآمد را
به ستوه آورده است.به گونه اي که مساله ي اصلي
توده ها در شرايط
فعلي،گراني،بيکاري و تورم است.

از ديگر سو،بر دولت حاکم چيزي جز«آنارشي»يا
هرج و مرج در سياست گذاري و
تصميم گيري حاکم نيست.دامنه ي اين «آنارشي»از
حوزه ي مديريت دولتي به ساير
ارکان حکومت نيز کشيده شده و تنها نيروي
نظامي-امنيتي و سرکوب است که دولت
را سرپا نگه داشته است و نه اقتدار ناشي از
تدبير و هژمونيِ درون حکومتي.

هزينه ي سياست هاي نابخردانه ي رژيم و دولت
حاکم را اکثريت مردم و نيرو هاي
نخبه و روشنفکر مي پردازند.يعني از يک سو،فقر
اقتصادي بر زندگي اکثريت
حاکم گرديده و از ديگر سو،آزادي خواهان
روشنفکر،زير ضربات پي در پي
امنيتي رژيم اند که از ترس شورش عمومي،هر روز
بر شدت اين فشار ها مي افزايد
.

در اين وضعيت بحراني،خطر جنگ نيز بيش از پيش
جدي است.اين خطر،از اظهار
نظر هاي مقام هاي نظامي جمهوري اسلامي و سران
غرب،کاملا مشهود
است.بنابراين،علاوه بر بحران اقتصادي و سرکوب
داخلي،خطر جنگ نيز بر نگراني
ها مي افزايد و مسئول اصلي همه ي اين خطرها و
بحران ها،کسي جز رژيم جمهوري
اسلامي نيست.

اگر تصوير بالا،از شرايط اجتماعي کنوني ايران
را بپذيريم،بحث بعدي اين است
که جنبش مدني و دموکراسي خواهي ملت ايران،در
شرايط فعلي از کدام خلا رنج
مي برد؟به بيان ديگر اگر جنبش کنوني پاسخگويي
مطالبات مردم در شرايط
بحران و خطر مضاعف نيست،چه راه حلي براي خروج
از وضعيت کنوني يا تقويت
جنبش وجود دارد؟

باور من اين است که تنها راه حل اين است که
جنبش توده اي شود.يعني توده
هاي مردم انگيزه ي لازم به دست بياورند تا در
جنبش هاي مدني و سياسي
موجود،فعال شوند.اگر قرار باشد جنبش
فعلي،توده اي شود،نياز است تا راه
حل هايي ارايه گردد که توده ها نيز از آن
استقبال کنند.دفاع از حقوق
بشر،دموکراسي خواهي،کمپين يک ميليون امضا و
هويت طلبي قومي و امثال
آن،اگرچه انگيزه ي لازم براي طبقات روشنفکر و
نخبه را فراهم مي آورد،ولي به
دليل ماهيت مساله و شرايط توده ها،هنوز مورد
استقبال آن ها قرار نگرفته
است.به همين دليل است که
همواره،دانشجو،روزنامه نگار،کارگر،برابري
طلب
جنسيتي،مبارز سياسي و هويت طلب،بدون پشتوانه
ي توده اي و در مقابل يک رژيم
تا دندان مسلح،تنها مي ماند و جنبش هاي واقعا
موجود،امکان همبستگي را به
دست نمي آورند.

براي اين که جنبش توده اي شود،نياز است تا«درد
مشترک»يا«مساله ي ملي»را
پيدا کرد و بر روي آن انگشت گذاشت.«مساله ي
ملي»يعني مساله اي که همه ي
جنبش ها و اپوزسيون هاي موثر بر روي آن توافق
داشته باشند و توده ها نيز
آن را مساله ي ضروري خود دانسته و ضمناً به
محوري براي اتحاد و هبستگي
تبديل شود.راه حل هايي که به واگرايي هاي
شخصي،حزبي،صنفي،طبقاتي،جنسيتي و
قومي منجر مي شود،نمي تواند راه حل مشترک تلقي
شود.

تاکنون براي ائتلاف سياسي،تلاش زيادي صورت
گرفته است اما در نهايت،نتيجه ي
ملموسي به دست نيامد.براي اين که هرکدام از
احزاب يا گرايش هاي
سياسي،همديگر را متهم مي کنند و عملا امکان
همبستگي حول يک آرمان سياسي ولو
اين که آرمان ملي باشد،به وجود نمي آيد.همچنين
از ائتلاف هاي تاکتيکي،مثلا با
جمع آوري امضا براي آزادي زندانيان سياسي و يا
دفاع از فلان نماد ملي يا
تمدني،نيز نمي توان به يک جنبش توده اي و
فراگير رسيد.اين ائتلاف ها اگرچه
به صورت موردي و براي يک هدف معين خوب است،اما
به راه حل اساسي منجر نمي
شود.بنابراين،هرگاه اپوزسيون هاي ما به اين
درجه از رشد فرهنگي و سياسي
نرسيده اند که با تشکيل ائتلاف هاي سياسي به
تقويت جنبش توده اي کمک کنند
و هرگاه ائتلاف هاي تاکتيکي به يک راه حل
بنيادين منجر نشود،بايد به
دنبال راه ديگري بود.

شايد پيدا کرن«درد مشترک»يا «مساله ي ملي»که
هر اپوزسيون فارغ از هر نوع
عقيده و صرفا و صرفا به اعتبار ايراني
بودن،بتواند با سايرين در آن به
توافق برسد و به ويژه اين«مساله ي ملي»ظرفيت
آن را داشته باشد که به يک
نماد براي همبستگي تبديل شود و توده ها نيز
انگيزه ي لازم براي مشارکت به
هدف رهايي از اين «درد مشترک»را پيدا
نمايند،راه حل برون رفت ما از وضعيت
فقر،سرکوب،بحران و خطر جنگ باشد.

همه ي ما قرباني تجاوزات رژيم جمهوري اسلامي
هستيم.هفتاد ميليون قرباني اين
رژيم اند.آحاد شهروندان به لحاظ
اقتصادي،سياسي،اجتماعي و حقوقي از وضعيت
فعلي و بلکه 30ساله گذشته لطمه خورده اند.هرکس
به طريقي قرباني شده و
هزينه پرداخت کرده است.مگر اقليت بسيار کمي که
ديگران را قرباني مطامع
خود کرده اند.بنابراين ما حق داريم در «درد
مشترک»يا «مساله ي ملي» توافق
کنيم.براي سهيم بودن در اين «درد مشترک»جز
ايراني بودن،هيچ شرط و شروطي
نبايد وجود داشته باشد.براي اين که «درد
مشترک»يک امر عيني است که همگان در
زندگي خود تجربه کرده اند و مخرج
مشترک،دردها،مشکلات،مصائب و بدبختي هاي
همگان
است.اين«درد مشترک»فراتر از اهداف
حزبي،سياسي و جناحي است.هر ايراني که
خواهان رهايي از وضع موجود و رسيدن به يک
زندگي شرافتمندانه است و علاقه
مند است که بر سرنوشت خود حاکم شود،در اين
«درد مشترک»سهيم است.

من احساس مي کنم،افکار عمومي به مرور براي
رسيدن به اين «درد مشترک»و
ضرورت طرح آن آماده مي شود.من خود نيز در اين
زمينه پيشنهاد هايي
دارم.اما ترجيح مي دهم منتظر بمانم تا نظرات
ديگران مطرح شود و شرايط
اجتماعي نيز آماده تر گردد.برخي بر اين باور
هستند که معضلات حقوق بشري
بيانگر اين«مساله ي ملي»اند و گروهي
معتقدند،طرح خواسته هاي اقتصادي در
يک شعار نمادين،«مساله ي ملي»را بازتاب خواهد
داد.و برخي نيز راه ميانه
را برگزيده و بر اين باوراند که «مساله ي
ملي»يا«درد مشترک»مي تواند
تلفيقي از مطالبات نخبه گرايانه و رنج هاي
توده ها بشد.و جالب اين است که
گروهي نيز بر اين باور هستند که «درد
مشترک»خود يک بيان نمادين براي گرد
هم آيي ملي در يک جنبش است.به شرط اين که
نخبگان اجتماعي،کوشندگان
سياسي،فعالان مدني و توده ها آن را به عنوان
يک نماد همبستگي بپذيرند
.


Tue Sep 2, 2008 4:50 am

ghandchi
Offline Offline
Send Email Send Email

Message #451 of 2179 |
Expand Messages Author Sort by Date

حشمت اله طبرزدي-درد مشترک http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-244.aspx جنبش دانشجويي با گرايش هاي...
IRANSCOPE INFO
ghandchi Offline Send Email
Sep 2, 2008
4:50 am
Advanced

Copyright 2010 Yahoo! Inc. All rights reserved.
Privacy Policy - Terms of Service - Guidelines NEW - Help