ارسال این برگ نوشته بیانگر اندیشه اینجانب در رد یا تایید آن نبوده و فقط برای نقد و انتقاد علمی همراه با عشق و انتقال اندیشه ها از همدیگر به همدیگر برای رشد و تعالی خویشتن خویش وجودی همه مان با هر اندیشه و مرام در هر کجا و در هر زمان، ارائه می گردد
...
..
.
شاگردی دقیق، آموزگاری شریف
پرستاری مهربان و دوستی حساس برای (اندیشه) هم باشیم و بمانیم
بردیا گوران
در فرهنگ ایران
انسان شاد کیست؟
منوچهرجمالی
فرهنگ ایران، تجربه ویژه ای از پدیده "میان" و "کمال" داشت است که گستره سیاست و اقتصاد و دین و فلسفه را بیشناخت آن نمیتوان فهمید. از دید امروزه ما، کمال، همیشه با بینهایت و بی اندازه کار دارد. قدرت کامل، قدرت بینهایت و مطلق است. علم کامل، علمی است که شامل همه چیزها از گذشته تا آینده میگردد. خدا کامل است، چون هیچ بدی و نقص در او نیست، و هر نیکی در او، به حد بینهایت هست. یکی از دردسرهای این مفهوم کمال، این است که انسان، هر چه هم بکوشد؛ همیشه گناهکار میماند. همین مفهوم کمال سبب میشود که انسان به هیچ کدام از
آرمانهای سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و دینیش نرسد، چون نرسیدن انسان به کمال، در خود این مفهوم کمال، پیشاپیش موجود است. البته کسانیکه ادعای کمال میکنند، یا از خدا پیشاپیش از همان آغاز، کامل، ساخته و پرداخته شدهاند، ادعای حکومت بر مردمان ناقص و گناهکار را میکنند و انسان، همیشه در تاریخ و همه بخشهای زندگی، نیاز به منجی دارد. فرهنگ ایران، بکلی مفهوم دیگری از کمال داشته است. کمال، در بیکرانه و بینهایت و بی اندازه نیست. مفهوم "هماهنگی و اندازه" در فرهنگ ایران اصل است، و هر چیز، کامل است، وقتی هماهنگ باشد. و هر چه بیش اندازه از اندازه شد،
هماهنگی را به هم میزند. زیبائی، در هماهنگی است، و خدای ایران، زیباترین زیباییهاست، و این زیباترین زیبائی، کمال است چون در میان هر انسانی است، یا به عبارت دیگر چون هماهنگی است. موسیقیدانان به هماهنگی سازی "شد" میگویند، که همان واژه "شاد" میباشد. وقتی امیال و عواطف و خواستها و تواناییهای انسان، هماهنگ نیستند، انسان شاد نیست. از این رو نام سیمرغ، شاد و نوشاد بود. بدین علت نام او "نوشاد است، که اصل نوشوی است. همیشه از خود و در خود نو میشود. کمال، حالت نهایی نبود که وقتی چیزی به پایان جاده برسد، دیگر تغییر ناپذیر شود، بلکه از دید ایرانی،
چیزی کامل بود که "بن نوشوی" باشد. قانون و شرع و دین، موقعی کامل نیست که تغییر ناپذیر است، بلکه موقعی کامل است که تغییر پذیر باشد و همیشه نو شود. بدین علت است که روز چهاردهم ماه، روز گوش، که برابر با خود "گوش" هم که گاوی است که سراسر جهان تازه به تازه از آن میروید (گاو=جانی که جهان از آن میروید)، به معنای خوشه است. جهان کامل است، چون خوشه یی است که همیشه نو میشود. و درفش کاویان، که نماد مردم ایران بود، در اوستا "گاوش درفشا" نامیده میشود که به معنای درفش خوشه است. خوشه، نماد کمال ایرانی است، چون آن چیزی از دید ایرانی به کمال میرسید که سر آغاز
نو شدن باشد. در اثر این مفهوم کمال، و برابریش با میان،خدا و کمال و اصل افرینش و آفرینندگی و بینش، چیز بینهایت دوری از انسان نبودند، بلکه در میان هر انسانی بودند.
منوچهر جمالی فرهنگشهر حکومت و جامعه بر شالوده فرهنگ ایران
به
تازگی «رادیوی عمومی ملی» مشهور به
NPR / National Public Radio
که برای شنوندگان داخل آمریکا پخش می گردد، نظرسنجی ای را بر روی سایت
اینترنتی خود قرار داده و از کاربران خواسته پنج خواننده ی برتر تاریخ
موسیقی جهان را از دید خود برگزینند. طبق گفته ی
NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویه ی سال ۲۰۱۰ (دی ماه ۸۸) اعلام می
شود. در اوایل ماه اکتبر ، NPR
از کاربران خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل
فهرست اولیه ی بهترین خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰
کامنت، ۳۵۰۰ ایمیل، ۱۲۰۰ پست فیس بوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط
فرستاده شد و فهرست نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت.
اما آنچه بر جذابیت این نظرسنجی نزد ما ایرانیان می افزاید، حضور محمدرضا
شجریان، استاد آواز ایران در میان نامزدهای این نظرسنجی ست. تا زمان نگارش
این مطلب، نام ۱۲۶ خواننده در صفحه ی رأی گیری سایت
دیده می شد که علاوه بر محمدرضا شجریان، نام های آشنایی چون باب دیلن،
لئونارد کوهن، الویس پرسلی، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسم اف، نصرت
فاتح علی خان و بسیاری دیگر نیز به چشم می خورد.
نکته ی جالب آنکه برای معرفی محمدرضا شجریان در صفحه ی اصلی نظرسنجی به
عبارت
Mohammad Reza
اکتفا شده؛ اما پس از کلیک بر روی عکس استاد، نام کامل نمایش داده می شود.
همچنین قطعه ای کوتاه از آواز استاد به عنوان نمونه قرار داده شده است.
کاربران به هنگام شرکت در این نظرسنجی می توانند لیست ۱۲۶نفره را بر اساس
حروف الفبا، یا سال تولد و یا به صورت تصادفی مرتب کرده و سپس پنج خواننده
ی محبوب خود را با کلیک بر روی عبارت
My Top 5
انتخاب کنند.
اگر شما هم یکی از علاقه مندان صدای بی همتای استاد محمدرضا شجریان هستید،
به این صفحه بروید و در نظرسنجی شرکت نمایید.
http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=114013402
همچنین این موضوع را با دوستان تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید که
در این نظرسنجی شرکت کنند.
1. Sri
Lanka“Sri Lanka could be described as one of the most beautiful
islands
around the world. There is strong evidence that human civilization has
existed in this tiny island nation for over 2000 years now. Those who
love examining ancient worlds, the serenity of nature and going through
the excitement of life will always want to be part of Sri Lanka
holidays… ”
Dambulla Cave Temple
Lying Buddha Statue
2. Kyoto, Japan“Among posters,
calendars or pamphlets printed by Japanese travel
agencies, Kyoto gardens became truly “The cover face” of Japan…Anyway,
you visit these gardens, you can find your own “relaxing place” in
Kyoto, but enjoying evening garden relax in the middle of Kyoto is one
of the most beautiful experience you can get in this city…”
Golden Pavilion Temple
Autumn in Kyoto
Stunning Collection of Japan Photos
Geishas
3. Las Vegas, USViva Las Vegas… 4. Venice, Italy “This was Venice, the flattering and suspect beauty - this
city,
half fairy tale and half tourist trap, in whose insalubrious air the
arts once rankly and voluptuously blossomed, where composers have been
inspired to lulling tones of somniferous eroticism.” 5.
Paris, France “If you are lucky enough to have lived in Paris as a young man,
then
wherever you go for the rest of your life it stays with you, for Paris
is a moveable feast.”~ Ernest Hemingway
The Louvre
Arch of Triumph6. India Taj
Mahal, New Seven Wonders of the World
Rockfort Ucchi Pillayar Temple
Agra Fort
Goa Beach
Gadi Sagar Temple
7. Rio de Janeiro, Brazil“Carnival was
incredible, albeit intense, 5 days of partying with a
little sleep thrown in. After Carnival it was time to see some sights…
First thing was to experience the world famous Ipanema and Copcabana
beaches. Rio is such a unique city, it has beautiful beaches, a huge
metropolitan area, and rugged terrain.” ~ Derek, Travel News
Christ the Redeemer, New Seven Wonders of the World
Carnival in Rio de Janeiro
Carnival
in Rio de Janeiro 8. Hawaii “Hawaii is a Paradise - and I can never cease proclaiming it;
but I
must append one word of qualification: Hawaii is a Paradise for the
well-to-do.”~ Jack London 9.
Cairo, Egypt “Egypt
is a land of contrasts, surprises and wonderment and it’s really hard to
convey the experience…”~ Kirsty Grant Blog
The
Pyramids of Giza The Great
Sphinx of Giza 10.
Lhasa, Tibet “There
is an old Tibetan saying: wherever you feel at home, you are
at home. If your surroundings are pleasant, you are at home.”~ Tenzin
Gyatso, The 14th Dalai Lama
ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده. من ( مستر اعرابی نها ) این داستان رو از زبان استاد ادبیات دوره ی پیش دانشگاهیم که از اساتید دانشگاه هستند شنیدم و به دلیل زیبا ، غم انگیز و جالب
بودن ، این جا برای شما بازگو می کنم .
مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد. دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود
. تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...
مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود. سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه ..
در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می
سراید. حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ....
عکسی باور نکردنی از یک زنبور عسل که در حال نیش زدن مردمك چشم یک انسان است! از نكات جالب این تصویر مهارت و دقت عكاس در انتخاب سوژه و سرعت عمل در ثبت این لحظه است!
منظره ای زیبایی از غروب خورشید در قطب شمال که همزمان، ماه را نیز در نزدیک ترین نقطه به زمین، نشان می دهد..
عکسی فوق العاده بی نظیر از لحظه ی نوشیدن قطره ای آب توسط یک مورچه!
لحظاتی نفس گیر از عملیات یك خانم صخره نورد
عکسی بی نظیر از لحظه شکار یک آفتاب پرست گرسنه و خوش اشتها كه البته مدت زمان شکار شاید به چند دهم ثانیه هم نرسد ...
مگس ها همیشه موجب آزار و رنجش میزبان خود هستند حتی این شاهین كه افسردگی را می توان از نگاهش خواند ....
تصویری زیبا از دو پرنده ی عاشق !
اتفاقی کم نظیر از ابراز احساسات مادرانه ی یک مرغ خانگی به سگ
میز گردی خاطره انگیز و تكرار نشدنی!
عكسی حیرت انگیز از كفش های بجا مانده و سایه هایی كه با شما سخن می گویند ...
خوابی آرام و مطمئن در گذرگاهی خلوت و دنج!
عكسی تكان دهنده از انفجار یك هواپیمای آموزشی و تصمیم خلبان برای استفاده از صندلی پرتاب
سایت گوگل در 50 سال پیش، یادآور این نکته است که جهان چقدر سریع پیشرفت می کند و باعث می شود کمی متفاوت فکر کنید. اگر پنجاه سال پیش گوگل وجود داشت چه شکلی بود؟ احتمالا شرکت گوگل کارت هایی را در باجه های پست و فروشگاه ها قرار می داد. شما یکی از کارت ها را بر می داشتید و سوال خودتان را روی آن می نوشتید. تمبر می چسباندید و ارسال می کردید. روی کارت نوشته شده "لطفا برای دریافت نتایج 30 روز صبر کنید!" یک ماه بعد پاکت بزرگی حاوی اسناد و عکس هایی در مورد سوال، درب منزل به شما تحویل داده می شد. موضوع عجیب به نظر می رسد. شاید هم به نظر جالب یا طنز بیاید. اما با توجه به فرضیاتی كه ذكر شد هم اکنون گوگل جواب سوال شما را با چه سرعتی می دهد؟
صحنه ای زیبا از هنرنمایی یك مرتاض در نگاه عابران
رنگین كمان لحظه ی زیبای دیگریست از اعجاز طبیعت و پاداش کسانیست که تا آخرین لحظه زیر باران می مانند ...
در آداب ذهن اصطلاحی هست به نام beginners mind که می توان گفت ذهن تازه کار یا ذهن دست نخورده. این جور ذهن را می توان در کودکان به وضوح دید: توانایی به وجد آمدن از شگفتی های دوروبر و توانایی خسته نشدن از تکرارها و یافتن دلیل های کوچک برای شاد شدن و ذوق کردن.
البته ما وقتی دوران کودکی را پشت سر می گذاریم، کم کم یاد می گیریم که نسبت به همه چیز جدی باشیم. فرهنگ ما ( نه تنها ما، بلکه تقریبا ً تمامی دنیا) ، به وجد آمدن و ذوق کردن را نوعی سبکسری و بی فکری معنا می کند. به همین خاطر یادمان می رود چطور می توانستیم با کوچکترین بهانه ها شاد شویم، به دل نگیریم و به راحتی فراموش کنیم. در یک کلام، ما قدرت رویا دیدنمان را فراموش می کنیم. شاید بهترین روش برای دوباره زنده کردن این حس های قشنگ، که همه دلمان برایشان تنگ شده و آرزوی برگشتن شان
را داریم، " توجه " است. توجه به دور و برمان و به چیزهای کوچکی که شگفتند اما ما بی توجه از کنارشان رد می شویم. بالاخره باید این حس خفته را بیدار کنیم. حداقل به خاطر خودمان...
دفعه بعد که دیدید مورچه روی فرش اتاقتان راه می رود، کمی شکر یا نان خشک برایش بیاورید، بعد هم باهاش حرف بزنید. البته مراقب باشید کسی آن دور و بر نباشد.
به نقل از : ضمیمه رورنامه اطلاعاتمورخ:چهارشنبه ده اسفند هشتادوچهار
Artist assistants stand next to 3,604 cups of coffee which have been made into a giant Mona Lisa in Sydney, Australia. The 3,604 cups of coffee were each filled with different amounts of milk to create the different shades!!
------------ --------- -------- -- Bank of Industry & Mine -- -- WEB Site: www.bim.ir -- ------------ --------- --------
> “دكتر ويناي گويال” > > در > هنگام اپيدمي جهاني يك بيماري، امكان عدم تماس با عامل آن بيماري تقريباً غيرممكن است در حاليكه امكان پيشگيري از ابتلاء به آن وجود دارد.
> > هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نميدهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مينمايد. > > تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني ميباشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمائيد:
> > 1) دستهاي خود را چندين بار در روز بشوئيد. > > 2) هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمائيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري) > > 3) دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمائيد (ميتوانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمائيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت 2 الي 3 روز در گلو باقيمانده و همانجا تكثير ميشود. با قرقره محلولهاي ضدعفوني كننده مانند آب نمك يا
ليسترين ميتوانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمائيد. اين توصيه ساده را بياهميت تلقي ننمائيد.
> > 4) همانند بند 3، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو نمائيد. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد. > > 5) مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوههاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار از مصرف قرصهاي ويتامين C ميباشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل نمائيد.
> > 6) هرچه ميتوانيد مايعات گرم مانند چاي،قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما بصورت معكوس ميباشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مينمائيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال ميدهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.
> > پيشنهاد ميكنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمائيد. شما نميدانيد چه اشخاصي ممكن است با توجه به آن زنده بمانند.
> > Dr. Vinay > Goyal > > > The following message given by him, I feel makes a lot of sense and is important for all to know The only portals of entry are the nostrils and mouth/throat. In a global epidemic of this nature, it's almost impossible to avoid coming into contact with H1N1 in spite of all precautions. Contact with H1N1 is not so much of a problem as is proliferation. While you are still healthy and not showing any symptoms of H1N1 infection, in order to prevent proliferation, aggravation of symptoms and development of secondary infections, some very simple steps, not fully highlighted in most official communications, can be practiced (instead of focusing on how to stock N95 or Tamiflu):
> > 1) Frequent hand-washing (well highlighted in all official communications). > > 2) "Hands-off-the-face" approach. Resist all temptations to touch any part of your face (unless you want to eat, bathe…).
> > 3) *Gargle twice a day with warm salt water (use Listerine if you don't trust salt). *H1N1 takes 2-3 days after initial infection in the throat/nasal cavity to proliferate and show characteristic symptoms. Simple gargling prevents proliferation. In a way, gargling with salt water has the same effect on a healthy individual that Tamiflu has on an infected one. Don't underestimate this simple, inexpensive and powerful preventative method.
> > 4) Similar to 3 above, *clean your nostrils at least once every day with warm salt water. *Not everybody may be good at Jala Neti or Sutra Neti (very good Yoga asanas to clean nasal cavities), but *blowing the nose hard once a day and swabbing both nostrils with cotton buds dipped in warm salt water is very effective in bringing down
> viral population.* > > 5) *Boost your natural immunity with foods that are rich in Vitamin C (Amla and other citrus fruits). *If you have to supplement with Vitamin C tablets, make sure that it also has Zinc to boost absorption.
> > 6) *Drink as much of warm liquids (tea, coffee, etc) as you can. *Drinking warm liquids has the same effect as gargling, but in the reverse direction. They wash off proliferating viruses from the throat into the stomach where they cannot survive, proliferate or do any harm.
> > I suggest you pass this on to your entire e-list. You never know who might pay attention to it - and STAY ALIVE because of > it. > > > -- Disclaimer ------------------------------------
> > > This e-mail and any attachments is a confidential correspondence intended only for use of the individual or entity named above. If you are not the intended recipient or the agent responsible for delivering the message to the intended recipient, you are hereby notified that any disclosure, distribution or copying of this communication is strictly prohibited. If you have received this communication in error, please notify the sender by phone or by replying this message, and then delete this message from your system.
>
ایمیل حاوی تصاویر شکار یک بز کوهی توسط یک شیر می باشد. کسانیکه از ناراحتی جسمی یا روانی در رنجند یا اینکه به همراه کودکان هستید از دیدن خودداری نمایید.
ایمیل حاوی تصاویر شکار یک بز کوهی توسط یک شیر می باشد. کسانیکه از ناراحتی جسمی یا روانی در رنجند یا اینکه به همراه کودکان هستید از دیدن خودداری نمایید.
ایمیل حاوی تصاویر شکار یک بز کوهی توسط یک شیر می باشد. کسانیکه از ناراحتی جسمی یا روانی در رنجند یا اینکه به همراه کودکان هستید از دیدن خودداری نمایید.
این تصاویر اشک را جلوی مانیتور ها درآورد
ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست! آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.
كد خبر: ۱۲۷۴۳
تاريخ انتشار: ۲۲:۱۵ - ۰۱ آذر ۱۳۸۸
یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:
ماده شیر و لاشه شکاری که تازه از نفس افتاده است.
اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی می توانید بیابید!
تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!
و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.
و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به بوییدن او کرد.
زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن هست...
بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...
بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.
او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.
او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...
او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را می کشد...l
بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است. کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟ طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.
Salar de Uyuni is the world's largest salt flat at 4,085 square miles. It is located in southwest Bolivia.
I can understand tourists who go to this indescribable beauty. Looking at such a landscape, it is difficult to believe that this place is on Earth
و عید اطاعت از قادر یکتا برهمه مسلمانان جهان مبارک باد
زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم
قربان
چیست؟
(قربان عبارت از كارهای نیكی است كه انسانبوسیله آن
بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیك كند) بنابراین عمل نیكی كهانسان
انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیك سازد آنكار
را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اكرم(ص) كه فرمود: نماز موجب تقربو
نزدیكی هر پرهیزكار به رحمت پروردگار است.
بدیهی
است كه مراد ازتقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مكانی
نیست چه بین خالق و مخلوقهیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلكه منظور
آن است كه از راه طاعت و انجامكارهای شایسته می توان مشمول الطاف الهی
قرار گرفت و به رحمت او نزدیكگردید.
از
جمله اعمالی كه حجاج در روز دهم ذی الحجه در سرزمین منا بعد ازرمی
جمره عقبه انجام می دهند كشتن شتر یا گاو و یا گوسفند و انفاق آن بهمستحقین
است تا به وسیله این عمل نیك به رحمت پروردگار نزدیك شوند كه آنرا
قربان گویند و در زبان فارسی (یاء نسبت) به آن ملحق شده و نامش راقربانی
گذارده اند، بنابراین قربانی برای امتثال امر خداوند متعال و تقرببه
سوی اوست.
آری،
عید قربان، روزپیروزی عقل و وحی بر هوی و هوساست.
غریزه
فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نكن، اماوظیفه
می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضایخداوند
و وظیفه بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز كرد، لذا باید آن راعید
بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم! هر روز كه در آن معصیت خدا نشود، عیداست،
به همین معنا است كه در برابر جاذبه های هوای نفس خط خدا قرار گرفته،بر
سر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد، آن روز را باید عیدبگیرد.
عید
قربان را عید اضحی نیز می گویند و وجه تسمیه آن چنین است: اضحی جمعاست
از ماده (ضحی) كه به معنای ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب می باشد وهنگامی
كه خورشید بالا می آید (قبل از ظهر) و آن موقع را ضحی گویند،چنانچه در
قرآن كریم آمده است: والشمس و ضحیها (قسم به خورشید و چاشتگاهآن).
و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قربانی می كنند و قربانی را اضحیهیا
ضحیه گویند بدین سبب روز دهم ذی الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قربانیانجام
می شود عید اضحی نیز گفته اند.
Moon said to me, if ur friend is not messaging u why dont you leave ur friend. I looked at moon and said does ur sky ever leave u when u dont shine.
می گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد که در همين راستا، بعضی ها طرفدار"چهلچراغ" شده اند و بعضی ها طرفدار"صرفه جويی در مصرف برق"!
با اين حساب می شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:
* دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GFمی گويند. تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile(فتيله گردسوز) می باشد که در شرايط اضطراری، روشنايی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يک فوته!)
*
معشوق:
لامپ مهتابی! (در راستای رمانتيک بودن قضيه!)
* همسر موقت:
لامپ کم مصرف!
* همسر دائم:
همان چراغ خانه.
* همسر مطلقه:
لامپ سوخته!
* همسر ايده آل:
چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)
شعر مرتبط: با غول چراغ ، آرزويی بکنيد از او طلب فرشته خويی بکنيد يک دانه بس است زن، مگر نشنيديد "در مصرف برق صرفه جويی بکنيد"؟!
* سوال کنکور ۸۸: هدف وزارت نيرو از ايجاد خاموشی های اخير چیست؟ ۱. يادآوری ارزش های فراموش شده به مردان
هوسباز! ۲. دريافت ماليات بر همسر! ۳. چند دقيقه سکوت نوری(!) به احترام بنياد ارزشمند خانواده! ۴. آيا شما هم شنيده ايد که لذت خانواده داشتن(!) در تاريکی چند برابر می شود؟!
New Email names for you! Get the Email name you've always wanted on the new @ymail and @rocketmail. Hurry before someone else does!
گزارش استخدام در نیروگاه اتمی توسط حاج آقا ذندیقی -دامت بركاته-
یکشنبه ۱۱ مرداد ۸۳
شمارةسیزده هزار و دویست و سی و چهار ، ممیزِ 347 ، برو تو. - سلام - و علیكمُ سلام. نام؟ - غضنفر - شهرت؟ - بوقچرانی - تحصیلات؟ - سیكلُم ردی هستم. - حضور در جبهه؟ - بلی - چند ماه؟ - 3 روز - اهلِ چه شهری هستی؟ - تبریز - آدم میخواد بره دستشوئی ، اول كدوم پاشو میذاره داخل؟ - پای چپرو - چرا؟ - نمیدونم والله ، از بچهگی به ما گفتن - نماز میخونی؟ - بله - روزه؟ - بله -آستیناتو بزن بالا -.... - خوبه ، برو قبولی
- شمارةسیزده هزار و دویست و سی و چهار ، ممیزِ 348 ، برو داخل. - نام؟ - شایان - شهرت؟ - موردان - تحصیلات؟
- مهندسیِ صنایع از دانشگاهِ آزاد - حضور در جبهه؟ - خیر - كفن چند تیكه است؟ - فكر كنم یه تیكه باشه - غلطه ، آستیناتو بزن بالا - نچ نچ نچ ، برو ردی - چرا؟ من كه آستین بلند پوشیدم؟ - تچ! فكر كردی من خرم؟! گفتم آستینوتو بزن بالا كه دستتو ببینم ، دستتم از زیرِ آرنج آفتا سوخته ست ، پس معلومه كه همیشه آستین كوتاه میپوشی! -ببین حاجی جون ،حالا كه اینجوری شد به درك ، حالا یه چیزی گذاشتی رو سرت فكر كردی آدم شدی ؟ - آی بگیرید این كافر زندیقرو از دهنش بو
زهرماری میاد! ( صدای كتك و چك و لگد)
- شمارةسیزده هزار و دویست و سی و چهار ، ممیزِ 349 ، نوبتته - نام؟ - مراد - شهرت؟ - علیمردانخانی - تحصیلات؟ - دیپلمِ فنی - حضور در جبهه؟ - خیر - نماز میخونی؟ - بله - اولین واجب نماز چیه؟ - اینكه كه آدم بادی ازش خارج نشه ، وضوش باطل نشه - اشتباهه ، اولیش نیته - حق با شماست - آدم میره مسجد ، كدوم پاشو اول میذاره تو؟ - آدم اول دقت میكنه كه كفشاشو ورداره با خودش بیاره تو مسجد كه ملت نبرن - چرا آستین كوتاه پوشیدی؟ - هوا گرمه - اینكه دلیل نمیشه ، پس
ملت تو استوا لخت مادرزاد میگردن؟ ، چون هوا خیلی گرمه؟ - یحتمله - یحتمل حرومزاده بودن توئه ، گمشو بیرون ، نفر بعد
شمارةسیزده هزار و دویست و سی و چهار ، ممیزِ 350
- نام؟ - غلامعلی - فامیل؟ - ساقبلند زاده - نماز میخونی؟ - بله ، به جز نمازهای یومیه ، نمازهای شب و نصفه شب و سحر و باقیِ نمازهای مستحبیرو هم میخونم - بینم ، اگه یه قطره خون بریزه رو زمین ، چه جوری باید رفع نجاست كرد؟ - هیچ جوری نمیشه ، باهاس اون تیكهرو به اندازة یك متر در یك متر بكنن ، ببرن تو صحرا آتیش بزنن ، بعد خاكسترشو بریزن تو رودخونه ، تا 5 سال هم آب اون رودخونه از گوشت سگ نجس تره - احسنت ، بگو بینم ، آدم میخواد بره دستشوئی ، اول كدوم پاشو میذاره؟ - شما
مارو قبول كن ، من با كله میرم. - مرحبا ، قبولی ، راستی ، تحصیلاتت چیه؟ - والله ترك تحصیل كردیم ، چهار كلاس خوندیم - عیبی نداره ، تحصیل زیاد مهم نیست ، قبولی - قربان محبت شما - نفر بعد
شمارةسیزده هزار و دویست و سی و چهار ، ممیزِ 351 - نام؟ - بیژن - تو خونه چی صدات میكنن؟ - همون بیژن - شهرت؟ - ادیب زاده - تو خونه چی صدات میكنن؟ - همون بیژن ، ما عادت داریم تو خونه همدیگهرو به اسم كوچیك صدا میكنیم - تحصیلات؟ - فوق دكترایِ فیزیكِ كوانتومی از دانشگاهِ عالی ایالت مینه سوتا و فوق لیسانسِ ژنتیك از كالج سلطنتی انگلیس و لیسانس برق گرایش قدرت از دانشگاه صنعتی شریف - هوم ، هوم ، آب آفتابه تمیزه یا نجس؟ - جانم؟ - آب آفتابه ، مطهره ، یا نجسه؟ - به
نظرم باهاس كثیف باشه ، آفتابهای كه آدم باهاش ......... ، خوب یحتمل آبشم باهاس كثیف باشه ، البت بستگی به حجم آفتابه و ظرفیتِ اسمیش داره - بسه دیگه ، آب آفتابه در هر صورت مطهره ، چون حجمش از یه وجب بیشتره و جزو آبهای كُر محسوب میشه و حتی اگه صد نفر هم توش .... بكنن ، اگه مزهاش عوض نشه ، مطهره - خوب حاجآقا شما حاضری آبی كه توش صد نفر ......كردن رو بخوری؟! - این وظیفة من نیست ، وظیفة حاكم شرعه - یعنی حاكم شرع اونجا بیكار نشسته كه آفتابه ها رو بیارن پیش او بچشه ببینه طعمش چه جوریه؟! - البته وظایف دیگهای هم داره ، ولی به شوما غربزدههای
مرفه بیدرد ربطی نداره ، تو این همه پول از كجا آوردی كه بری خارج تحصیل كنی ، از بابایِ بیدردت گرفتی؟ بچة كجایِ تهرانی؟ شرط میبندمن بچه بالاشهری ، مثلا طرفایِ میدون گمرك - نه حاجآفا ، من بچه میدون شوشم - پس پول تحصیل در غربتو از قبر پدرت آوردی؟ - كدومشو میگید؟ - همون فیزیك كیوناتمی مثلا؟ - والله اون درستش كوانتومیه ، اونو بعد از اینكه مدركمو از دانشگاهِ لندن گرفتم ، دعوت نامه برام اومد و قرانی خرج نكردم ، بورس گرفتم - پس مریض هم هستی ، این بورس مُصری نباشه مام بگیریم؟ حتما اونجا به خونههای فساد رفتی ازین مرضا گرفتی ،
خوب بگو ببینم ، چهجوری پول گیرت اومد كه بتونی بری ایالتِ مین سه تا؟ شنیدم پول بلیط اتوبوسش 8-7 هزار تومنه. - والله اون درستش مینه سوتا ئه ، پول بلیطشم ارزی حساب كردن ، اینجام پولی ندادم ، وقتی از شریف مدركمو گرفتم ، اونجا ازم یه امتحان "آی كیو" گرفتن... - چند شدی؟ - والله گفتن آی كیوم حدوده 150 ئه - مچتو گرفتم ، از امتحان بیست نمرهای چه جوری 150 شدی؟ این یه مورد دروغ ، ادامه بده وقت ندارم - بله ازم تست آی كیو گرفتن ، بعد بهم بورسیه دادن ، رفتم اونجا - خوب ، از كجا پول آوردی بری این دانشگاه شریف؟ كجا هست این دانشگاه؟ فكر كنم باید
تو عربستان سعودی باشه یا تو عراق ، نكنه جزو باند منافقین هم هستی؟ ما اینجا منافق نمیخوایم ، یه سوال شرعی دیگه هم ازت میپرسم ، بعد برو گمشو ، ببینم ، كسی كه دهنش بوی زهرماری تند بده چه كار باید كرد؟ - حرامه دیگه ، حروم كه ملایم و تند نداره - خاك توسر ، پس تو این دانشگاها چی یادت دادن؟! علاوه بر اینكه حرامه ، 176 ضربه هم شلاق حد داره و بر هر مسلمان واجبه كه تحقیق كنه ببینه كی دهنش بو میده ، بعد تعقیبش كنه و ببینه بوش تنده یا ملایم ، اگه تند بود ببرتش پیش حاكم شرع تا 176 ضربه شلاقشو بزنه ، - حاكم شرع كه دستش بنده ، داره آفتابههای ملترو
تست میكنه كه نجس نباشه - خوب با یه دستش تست میكنه ، با اون یكی دستش هم شلاق میزنه - اگه حاكم شرع یه دست بیشتر نداشت؟ - به تو چه حرومزاده ، گمشو بیرون وقته مارو گرفتی ، همه میان دو دیقهای میرن بیرون ، تو ولدالزناء اومدی 3 ساعت وقت گرانبهایِ منو گرفتی - پس مرخص میشم - نه ، اتفاقا باهاس بمونی، من میخوام به جهانیان ثابت كنم شوما غربزدهها به هیچ درد این مملكت نمیخورین ، بگو بینم ، شكم مؤمن باید روزی چند دست كار كنه؟ - والله نمیدونم ، من هیچوقت وقتی شیكمم كار میكنه زائدههاشو نمیگیرم تو دستمم ببینم چند دست میشه ، اینم فكر كنم از
وظایف حاكم شرع باشه! - انگور خوردن چه حكمی داره؟ - میوه است دیگه ، فكر كنم جزو میوههای بهشتی هم باشه ، خوردنشم مثل میوههای دیگه حلاله ، شایدم مستحب باشه - اون مدركاتو ببر بده به نمكی ، احتیاط واجب اینكه آدم اصلا انگور نخوره ، چون ممنكه یه مدت تو آفتاب مونده باشه ، تبدیل به زهرماری شده باشه - ولی حاجی ، برای عمل كردن مخمرهای انگور و تخلیصِ الكل به فضایِ ... - خفه! من این همه سال تو حوزه علمیه بودم یا تو؟! - شرمنده ، نمیدونستم تو حوزه جز درس فقه ، درسایِ خفنِ شیمی هم میدن - شوما فاسدایِ سوسول كی میتونید عظمت حوزهرو درك كنید
، ببینم ، غسلِ جنابت چه وقتائی واجب نیست؟ - والله من شنیدم همیشه بعد از جنب شدن ، میرن غسل میكنن - نه گوساله! وقتی كه یكی از فامیلهای درجه یك آدم مرده باشه و در فاصلة زمانی بین 3 ساعت تا 7 ساعت ، اگه اتفاقی بیفته ، میتونه غسل جنابت نكنه - حاجی جون ، مثلا اگه بابایِ آدم مرده باشه ، چه اتفاقی میتونه بیفته؟ - حتما میتونه كه تو رساله نوشته دیگه ، ببینم ، خوردن گوشت خر چه حكمی داره؟ - فكر كنم حرام باشه - نه احمق مكروهه ، پس تو این كشورایِ خارجی چی به شما یاد میدن؟ برو كه كافری ، نجسی ، كلِ بخش گزینشرو نجس كردی ، من سه نفری كه
میخواستیم رو انتخاب كردم ، تو وقتی نمیدونی حكم گوشت خر چیه ، چه جوری میتونی تو نیروگاه اتمی كار كنی؟ - حاج آقا ، نیروگاه چه ربطی داره به گوشت خر؟ مگه من میخوام هرروز تو نیروگاه گوشت خر بخورم كه باید بدونم ؟ یا مگه تونیروگاه خر پیدا میشه كه باید فهمید گوشتش حرامه یا حلال؟ - بله ، خرائی مثل شما پیدا میشه ، گمشو بیرون ، خانم منشی ، دیگه كسیرو نفرست تو ، زنگ بزن چلوكبابیِ "فارسی" ، 3 پرس كباب بختیاری سفارش بده ، خودتم غذاتو بیار اینجا بخور ، بگو آبگرمكنرو هم روشن كنن یه ساعت دیگه میخوام برم حموم كنم - حاج آقا شرمندهها ، ولی من الان
............ ...... ، امروز هم با زور پروفین سرپا وایسادم ، بازم میخواین برین حموم؟ - میگن بعد غذا غسل مستحبه! ولی امروز گویا كار زیاده ، نمیشه رفت حموم ، میذارم یه هفته دیگه ، یه حموم حسابی میرم!
یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب میکند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه میشود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند." پ
1- بعنوان مثال بچه غربی سرفه میکند. مادر یک دستمال درمیآورد و به بچه میدهد.
پبچه شرقی شدید سرفه میکند. مادر به او میگوید "نکن". بعد هم بچه را دعوا میکند. بچه حالا علاوه بر سرفه، زِر هم میزند. پ
2- بچه غربی غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او میگوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه میخواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه یورتمه کنان بطرف در میرود و خوشحال است. احساس میکند کار مهمی انجام میدهد.
بچه شرقی غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون میبرند. بچه زِر میزند.بچه شرقی غر میزند و نمیخواهد از مغازه بیرون برود. قربان صدقهاش میروند و وعده شکلات و بستنی میدهند. بچه رشوه را قبول میکند. همچنان غر میزند و از مغازه خارج میشود. مشغول چانهزدن بر سر تعداد بستنی است.
3- بچه غربی در مدرسه دعوا کردهاست. داستان را برای مادر تعریف میکند. مادر گوش میدهد، اما عکسالعملی نشان نمیدهد.
بچه شرقی در مدرسه دعوا کردهاست. داستان را برای مادر تعریف میکند. مادر درحالیکه سعی دارد باقیمانده غذا را از لای دندانش بیرون بکشد، گوش میدهد. به بچه میگوید: "اون فقیره. واسه همین بیتربیته. تو باهاش بازی نکن!" ( من غرق در منطق و فراست این جورمادرها شدهام!!)
..... 4- بچه غربی بستنی میخورد. مادر به او دستمال میدهد تا دهانش را پاک کند.
بچه شرقی بستنی میخورد. مادر دور دهانش را پاک میکندپ
.... 5- بچه شرقی زر میزند. مادر دعوایش میکند. پدر به مادر میتوپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر میکند. مادر میخندد. پدر بچه را دعوا میکند
بچه شرقی زر میزند. باز هم به او وعده و رشوه میدهند(بچه غربی کلاً زیاد زر نمیزند)
6- بچه غربی زمین خوردهاست. بلند میشود و به بازی ادامه میدهد.
بچه شرقی زمین خوردهاست. مادر توی سرش میزند و "یا امام رضا" میگوید. بچه را بلند میکند و مثل کیسه سیبزمینی میتکاند. بچه میترسد و جیغ میکشد. مادر گونه میخراشد. هر دو مفصل هوار میکشند. بعد بچه میرود بازی کند. مادر آینه درمیآورد تا آرایشش را کنترل کند.
7- در مطب دکتر حوصله بچه غربی سر رفتهاست. مادر از کیفش کاغذ و مدادرنگی بیرون میآورد. بچه مشغول میشود.
در مطب دکتر حوصله بچه شرقی سر رفته است. مادر کاغذ و مداد رنگی ندارد. یک صورتحساب از کیفش درمیآورد. یک خودکار ته کیفش پیدا میکند. اول کلی "ها" میکند و نوک زبانش میزند تا بنویسد. بچه دو خط میکشد. رنگ ندارد و جذبش نمیکند. از جایش بکند میشود تا دور اتاق چرخی بزند. مادر مثل گرامافونی که سوزنش گیر کردهباشد لاینقطع میگوید "نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، ول کن، به پدرت میگم ...". اعصاب همه خرد شدهاست. دلت میخواهد بلند شوی
و دودستی بکوبی توی سر مادر شرقی !!!
و این ماجرا ها تمام نشدنی استوووشاید بهتر باشه بازهم بگیم : والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند
Please copy and paste it or delete the sender's address.
انشاء زیر را به روش دانش آموزان کلاس دوم دبستان بخوانید!
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، ` بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ،
بابایمان همیشه وقتی با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟!
و هر
وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟ !! چند روز پیشا وقتی ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خونه عمه زهرا اینا، یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه
گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که......
بابا مون عین قرقی پرید پایین ولی آقاهه از بابایمان خیلی گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد.!!
بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟ !!
ما تلوزیون را هم که خیلی حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی آقا شوهر خاله مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما که همش گربه و کوسه نشون میداد، حالا هم که یا اون مارمولکها رو نشون میده یا این بوزینه رو که عین اسب واسه ملت خالی میبنده.!!
ما فکر میکنیم که منظور علی آقا، کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ میگفت. !!
فامیلهای ما هم خیلی حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی بازی کردیم ولی بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی ترسیدیم ولی بابایمان گفت چند
تا عروسی برویم عادت میکنیم،!! البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد،! حتما دردشان نیامد!.ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان، یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی میگفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمیگفت الله اکبر بریدند!! و اون آقاهه خیلی دردش اومد!!. و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی سر ما را نبرد. !!!!
ما نتیجه
میگیریم که خیلی خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم!!!.و در موردشان حرف بزنیم و عکسهای آنها را به دیوار بچسبانیم و به آنها مهرورزی کنیم و نمیدانیم اگر در ایران به دنیا نیامد ه بودیم چه غلطی باید میکردیم. !!
Less clicking: Hotmail access on the new MSN homepage.
This man from China has lost half of his body in terrible car accident in 1995. But he didn't give up. 37-year-old man opened his own store and his doctors say that he is the only man in the world, who survived the amputation of half of the body so easy.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر...! ... برای دیدن ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید Click on http://groups.google.com/group/vandamobile/web/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C+%D8%B1%D8%A7+%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85+%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF+%D8%A7%DA%AF%D8%B1...!?hl=en - or copy & paste it into your browser's address bar if that doesn't work.
...
این سگ روی پاهای عقب خود مینشیند و پنجههای خود را بالا آورده و بهم
میچسباند و ژست دعا خواندن میگیرد. یوشیکونی میگوید: من فکر میکنم چون
در
یک معبد ذن در جنوب ژاپن، حتی سگها دعا میکنند. یک سگ 1.5 نیم ساله به
نام کُنان با تقلید از استادش، کشیش جوئی یوشیکونی در دعاهای روزانه معبد
Naha's Shuri Kannondi شرکت میکند. این سگ روی پاهای عقب خود مینشیند و پنجههای خود را بالا آورده و بهم میچسباند و ژست دعا خواندن میگیرد.
یوشیکونی میگوید: من فکر میکنم چون او مرا همیشه در حال دعا کردن و با این ژست دیده، سبب شده که از من تقلید کند.
او
میافزاید: در حال حاضر دارم سعی میکنم که تفکر کردن را به کُنان
بیآموزم. من فقط تلاش میکنم هنگامی که من در حال تفکر هستم، او نیز در
همان حال باشد ولی نمیتوانم او را مجبور کنم که هنگامه دعا کردن دقیقا
پاهایش را مانند ما بگذارد.